تبلیغات
www.bibal.ir - مشکلات کوچک و جنجالهای بزرگ
    سخن امروز  : 
به وبلاگ www.bibal.ir خوش آمدید.

.:. معرفی وبلاگ .:.




با تشكر : admin



.:. نویسندگان وبلاگ .:.

  :: admin (814)
  :: سعید (121)
  :: arezoo (16)


.:. تصویر تصادفی .:.


.:. نظرسنجی .:.

محدوده سنی شما کدام است ؟







.:. ابر برچسب ها .:.

ایرانسل

.:. معرفی وبلاگ به دوستان .:.

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما :
ایمیل دوست شما :


.:. خوراك وبلاگ .:.


مشترك خوراك وبلاگ شوید، تا هیچ مطلبی را از دست ندهید


.:. آمار وبلاگ .:.

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :






.:. امكانات وبلاگ .:.





.:. زبان های دیگر .:.

  1. مشکلات کوچک و جنجالهای بزرگ
    مربوط به موضوع : عمومی ,
    1385/03/5

    درپی انتشار کاریکاتوری که هفته پیش در صفحه کودک و نوجوان روزنامه ایران صورت گرفت . که در آن شائبه اهانت به ترکان و آذری زبان ها به چشم میخورد . سبب شد تا به دنبال مطلب و کاریکاتور بگردم تا با اصل موضوع و حقیقت این کار آشنا بشم . در این که هر ایرانی بر روی وطن و ملتش تعصب داره شکی نیست - چون سرزمین مادری ماست . ولی در همچین مواقعی باید کمی تامل و درنگ کرد و از بهانه دادن به دست غیر جلوگیری کرد .

    این همه جنگ و جدال . این همه بحث و جنجال همه بر سر یک کاریکاتور که موضوع اصلیش چیزه دیگری بوده . نه تمسخر و توهین به قشر خاصی از ملت ایران . نمیدونم این مسئله ریشه تاریخی داره یا نه ولی فکر کنم اصلا این مسئله با تاریخ ایران گره خورده . اصولا تو ایران همه به از کاریکاتور خوششون میاد . ولی موقعی که کاریکاتوری جهت و موضوع خاصی رو دنبال میکنه به همه بر میخوره - . اون از کاریکاتوری که برای آقای احمدی نژاد کشیدند و انطوری با کاریکاتوریستش برخورد شد . و این هم از کاریکاتور رزونامه ایران . خودم وقتی این موضوع رو شنیدم - گفتم ببین چه کاریکاتوری کشیدند که ملت اینطوری افتادند به جون روزنامه ایران .... وقتی که دنبال مطلب تو اینترنت گشتم و اصل ماجرا رو فهمیدم . دیدم که تمام موضوع سر یک کلمه بیخودی شروع شده و تا اینجا کشیده شده . واقعا خنده داره - دولت دم از آزادی بیان میزنه . دنبال انرژی هسته ایی میره ولی هنوز با این چیزهای جزئی مشکل داره .

    اگر دوست دارید که از بقیه ماجرا خبردار شوید از طریق این لینک متن مصاحبه مسئول روزنامه ایران رو بخوانید

    برای مشاهده کاریکاتور - در اینجا کلیک کنید

    ولی در کل اصلا این ماجرا عمدی نبوده و موضوع و مفهوم کار چیز دیگری بوده و فقط برای نزدیک تر شدن به موضوع اصلی از زبان شیرین آذری نیز استفاده شده . چون این زبان بطوری زبانه بین المللی ایران شده و استفاده از زبان بین المللی هم که اشکالی نداره

    انگشت اتهام را سریع به طرف مردم مان نگیریم

     شعر شاعر زنده یاد شهریار در مورد تهرانی ها

     

    الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
    چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
    چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
    چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
    چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
    به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
    قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
    جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
    تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
    به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
    چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
    به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
    مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
    به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
    چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
    اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
    ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
    فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
    چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
    تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
    ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
    عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
    به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
    چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
    کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
    ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
    سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
    چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
    تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
    نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
    چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
    چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
    تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
    چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
    مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
    هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
    تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
    کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
    چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
    کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
    کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
    نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
    از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
    مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
    دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
    الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

    ( شعر به نقل از الپر )



    آخرین ویرایش: 1385/03/5 08:05

    | نظرات () | نویسنده : admin

.:. صفحات وبلاگ .:.



.:. لینك باكس .:.


*** وبمستر عزیز به منظور افزایش بازدید وبلاگتان، لینك وبلاگتان را به لینك باكس ارسال كنید ***



آخرین مطالب

تبادل لینك

ابتدا وبلاگ ما را با نام www.bibal.ir لینك كنید سپس از طریق اینجا لینك خود را برای ما ارسال كنید.